هر زن، زنانه نیست و هر مردانه، مرد نیست

از دیرباز بر این بوده ایم که ساختار ژنتیکی و سرشتی هر فرد سازنده ی هویت، شخصیت و نقش های او در آینده خواهد بود.

جنس کودک باعث میشود تا مردم بر اساس تصورهای قالبی و کلیشه ای جامعه نسبت به کودک برخورد کنند.

تمایز نقش جنسیتی معمولا بلافاصله پس از تولد کودک شروع میشود یعنی از زمانی که برای کودک نام انتخاب میشود . کودک بسته به اینکه پسر یا دختر می باشد با او رفتارهایی که معرف رفتار مردانه یا زنانه است، میشود . پس از آن نیز تلقین به نرینگی و مادینگی در مراحل گوناگون در کودک تقویت میشود . بر اساس قالب های مبتنی بر جنسیت کودک ، والدین و دیگر اعضای جامعه در طول فرآیند رشد ، خواست ها و توقع ها ، نقش ها و رفتارهای متفاوتی را از دختران و پسران انتظار خواهند داشت.

در دختران فعالیت هایی همچون کمک خواستن و بازی با عروسک تقویت میشود در حالی که برای دست کاری کردن اشیائ و دویدن تقویت نمیشوند و بر عکس پسرها برای رفتارهایی مثل عروسک بازی یا کمک خواستن سرزنش میشوند.

مفاهیم اساسی در بحث جنسیت:

استفاده مناسب از واژه های جنس و جنسیت مهم ترین اختلاف نظر را برانگیخته است . برخی از نویسندگان بر این باورند که واژن جنس باید به ابعاد زیستی مردانگی و زنانگی فرد محدود شود و جنسیت به صفات و ویژگی های اجتماعی هر جنس اطلاق گردد.

روانشناسان بین واژه های هویت جنسی، نقس جنسینتی ، گرایش جنسیتی تمایز قائل شدند. هویت جنسی مفهومی است که فرد از خود به عنوان یک مرد یا زن دارد،آن گونه که در جمله های "من پسرم یا دخترم"منعکس است، نقش جنسیتی شامل نگرش هایی است که برای مردان و زنان در فرهنگ خاص مناسب قلمداد میشود.

گرایش جنسی به کشش جنسی شخص به غیر همجنس ( گرایش جنسی دگرخواهی) یا همجنس ( زن یا مرد همجنس باز ) اطلاق میکردد و فردی که از نظر جنسی هم به زن و هم به مرد کشش دارد دو جنسی خوانده میشود.

هویت جنسیتی ارتباط دارد، هر چند که میزان رابطه این دو از شخصی به شخص دیگر فرق میکند .

برای شمار زیادی از افراد که هویت جنسیتی آنها با جنس زیستی شان سازگار است، هویت جنسیتی با نقش جنسیتی در ارتباط است،هر چند که میزان رابطه این دو از شخصی به شخص دیگر فرق میکند. برخی از دختر ها با هویت جنسیتی زنانه ممکن استنقش جنسیتی زنانه را در شیوه استفاده از پوشاک و فعالیتهایی که ترجیح میدهند، نشان دهند در عین حال برخی دیگر علایق ویژگی های مردانه را از خود بروز میدهند.اینکه دخترها و پسرها به نقش های جنسیتی تجویز شده پایبند نیستند،بدان معنی نیست که در باره ی هویت جنسیتی خود نامطمئن هستند.

نقش عوامل زیستی در تعیین جنسیت

در هنگام لقاح تخمک زن، که 23 کروموزوم دارد با سلول مرد که آن هم23 کروموزوم دارد به هم می پیوندند و یک سلول46 کروموزومی به وجود می آورند. کروموزوم جنسی تخمک همیشه یک کروموزوم Xاست با سلول جنسی مرد که میتواند یک کروموزوم X یا Y را اهدا نماید ، جنسیت کودک را تعیین نماید اگر سلول جنسی مرد یک کروموزوم X را ارائه مکند، کودک از نظر ژنتیکی دختر (XX) خواهد بود و اگر Y را اهدا کند کودک پسر (XY) خواهد شد. از لحاظ نظری ، احتمال توارث کروموزوم X ، 50 درصد است ، اما مطالعات نشانمیدهد که در ایالات متحده به ازای هر 100 زن،105 مرد متولد میشوند. با این وجود، تعداد زنان بیش از مردان هستند(حدود 50 درصد در مقابل 49 درصد) زیرا مردان بیش از زنان به بیماری ها آسیب پذیر هستندمیزان مرگ و میر آنها بیشتر است و در سن پایین تری میمیرند.

به نظر میرسد تستوسترون در تعیین صفات جنسی اولیه نقش حیاتی دارد .جنین در دوران اولیه جنسی ( پیش از شش هفته ) هم دارای آثاری از تخمدان و هم دارای آثاری از بیضه هاست.از این موقع به بعد در جنین هایی که از لحاظ وراثتی نر هستند ترشح تستوسترون شروع میشود با نبودن تستوسترون لو له های تناسلی ماده شروع به رشد میکند . بدین ترتیب معلوم میشود که ماده شدن یک کیفیت اولیه طبیعی است و نر شدن با ترشح تستوسترون صورت میگیرد.

هویت جنسیتی

چگونگی تفاوت های جنسیتی فراسوی کارکردهای بدنی و کالبد شناختی قابل درک و شناسایی خواهد بود؟

جز موارد نادرآدمیان به دوجنس مشخص تعلق دارند و بیشتر کودکان تصور روشنی از خود به عنوان دختر یا پسر با بار جنسییتی متفاوت آنها برخورد میشود.به دختران لباس صورتی می پوشانند و وسایل اتاق را با رنگ های ملایم و روشن تزئین میکنند و به آنهانشان میدهند وانتظارات متفاوتی از آنها دارند.مطالعات انسان شناختی در اقوام مختلف نشان میدهد که القائات جنسیتی (زنانه و مردانه)مستقل از جنس (مرد/زن) میتوانند رفتارهایفرد را کنترل کند.

کودکان در سن 2 سالگی به خود و دیگران بر چسب دختر یا پسر میزنند و مدت کوتاهی بعد از آن رفتارهای و صفات خاصی را به دختر و پس نسبت میدهند.

حدود 3 تا 4 سالگ کودکن به استواری یا پایداری جنسیت میرسند.آنها اکنون درک میکنند که اگر کسی در حال حاضر زن یا مرد است پیش از این نیز زن یا مرد بوده و در آینده نیز همچنان زن یا مرد خواهد ماند. کودکان در این مرحله درک میکنند که جنسیت در طول زمان در موقعیتهای مختلف ثابت است. در حدود 5 سالگی کودک به ثبات جنسیت می رسد.

کودکان مدعی هستند که صرف نظر از نوع پوشاک یا نوع فعالیت خود جنسیت او تغییر پیدا نمیکند. آنها به این شناخت رسیده اند که جنسیت جنبه ی زیر بنایی و تغییر ناپذیر هویت است . با توجه به مراحل رشد هویت جنسیتی در کودکان و نظریات مختلفی که در این زمینه وجود دارد امروزه بسیاری از پژوهشگران به دلایل مختلف معتقدند که بسیاری از این تفاوت ها بین نقش های جنسیتی زنان و مردان اکتسابی هستند. اما آیا کلیشه های جنسیتی زنان و مرداندرست هستند؟

به نظر می رسد که چنین تفاوت هایی بازتاب اثر کلیشه ها و هماهیت خود تاییدی آنها است نه تفاوت های بنیادین زنان و مردان.یافته های موجود نشان می دهد که این تفاوتهای جنسیتی احتمالا بزرگ نمایی موضوعی ک.چک هستند.اگر چه مردان و زنان از برخی جنبه ها متفاوت هستند مانند گرایش بیشتر مردان به پرخاشگری یا استفاده زنان و مردان از روش های متفاوت تاثیرگذاری بر دیگران.

کلیشه های جنسیتی

کلیشه ها و تصورات قالبی مجموعه ی سازمان یافته ای از باورها درباره ی خصوصیات همه ی اعضای گرهی خاص است . پس یک کلیشه یا تصور قالبی به معنی مجموعه باورهایی است در باره ی اینکه زن یا مرد بودن به چه معناست. کلیشه یا تصورات قالبی جنسیتی در بر گیرنده ی اطلاعات درباره ی ظاهر جسمانی ، نگرش ها ، علایق ، صفات روانی ، روابط اجتماعی و نوع شغل است.

مهم ترین نکته آن است که این ابعاد متنوع به هم مربوط اند، صرف شناخت اینکه یک فرد زن است این معنی ضمنی را دارد که آن فرد خصوصیات جسمانی خاص ( صدای آرام و ظریف ، زیبا) و صفات روانی خاص ( مهرورز ، وابسته ، ضعیف ، عاطفی) خواهد داشت و به فعالیته های خاص (مراقبت از کودک ، آشپزی) خواهد پرداخت تعجب آور نیست که میان اعضای یک فرهنگ درباره ی صفات معرف یا شاخص زنانگی و صفات معرف مردانگی اتفاق نظر زیادی وجود دارد. ولی مطوئنا این بدان معنی نیست که کلیشه ها الزاماٌ منعکس کننده واقعیت اند، بلکه آنها معرف باورهای مشترک درباره ی چگونگی افراد یک جنس خاص هستند.همه می دانیم درستی یانادرستس این باور که زنان موجوداتی نرم، ظریف و مهربان اند که روزها وقت خود را صرف نگهداری از کودکان و گل ها میکنند.

بازنمایی فرهنگی چیزی است که زنان تلقی میشود.البته همه به یک میزاناین کلیشه ها یا تصورات قالبی را باور ندارند.درباره ی باورهای افراد و شدت آنها تفاوت های فردی بسیاریوجود دارد.به طور کلی، مردان در مقایسه با زنان  نظرهای قالبی بیشتری درباره ی جنسییت دارند.

در توصییف صفات مربوط به کلیشه ها و تصورات قالبی، جنسیتی یک سوگرایی آشکار آن است که برای صفاتی که به مردان منصوب میشود بیش از صفاتی که به زنان نسبت می دهند اهمیت قائل شده اند . به بیان دیگر این طبقه بندی ویژگی ها به نوعی با یک ارزش گذاری با گرایش مردانه همراه است.

قدرت، استقلال و تمایل به خطر پذیری (صفات مردانه ) در برابر ضفع ، زود باوری و تاثیرپذیری(صفات زنانه).

این تفاوت در ارزش ها که با صفات مردانه و زنانه تداعی شده است ممکن است تا حد زیادی به نوع برچسب اخلاقی بی ربط باشد که برخی ویژگی هی طبیعی زده شده است.برای مثال، استفاده از برچسب "با اعتماد" به جای " خوش باور" برای زنان معنی مثبت تری دارد و واژه  "لجباز" به جای "متکی به باورهای خود" درباره ی مردان تلویحات منفی تری دارد. از بین نظریات جدید در رابطه با نقش های جنسیتی، نظریه ی طرحواره ی جنسیتی، "ساندرابم" دارای گستره و اهمیت بسیاری است و مطالعات بسیاری بر ایت دیدگاه بنا شده است.

بم در مقاله ای که اواسط 1970 انتشار یافت یک چارچوب نظری را طرح ریزی نموده و شیوه ی اندازه گیری نقش های جنسیتی را توسعه داد که عمیقا مطالعه ی جنسیت را تحت تاثیر قرار دادیم خاطر نشان ساخت تا سال 1970 روان شناسان به همراه عموم مردم نرینگی و مادینگی را پایانه ی یک پیوستار می دانستند.بنابراین به هر میزانی که نرینگی بیشتر می شد مادینگی کاهش می یافت و در یک نرینگی بالا همراه با مادینگی بالا ممکن نبود.

هدف اساسی بم از مطالعه ی نقش های جنسیتی ، آفرینش مفهمی از سلامت روان است که از تعارف مفروض زنانگی و مردانگی از جهت فرهنگی ، مستقل باشد.روان شناسان زنانگی و مردانگی را کرانه های متضاد یک بعد منفرد دانسته اند، یعنی مردانگی به عنوان فقدان زنانگی در نظر گرفته میشود و بالعکس.اما بم با مطرح کردن سازه ی آندروژنی (زن به مرد) ادعا میکند که مفاهیم مردانگی و زنانگی ، قاطعیت و عدم قاطعیت، رقابت جویی و عدم رقابت جویی به سودمندی با متناسب بودن موقعیتی این اسنادها بستگی دارند.

بم چهار سنخ عمده  هویت جنسی را توصیف کرده است:

1-      نقش جنسیتی مردانه(شخصی که مردانگی زیاد و ویژگی های زنانگی اندک دارد)

2-      نقش زنانگی ( شخصی که زنانگی زیاد و ویژگی های مردانگی کم دارد)

3-      نقش جنسیتی نامتمایز(کسی که در هر دو ویژگی زنانگی و مردانگی ضعیف است)

4-      نقش جنسیتی آندوروژن(کسی که تعداد زیادی از ویژگیهای مردانه و زنانه را دارد)

به نظر بم، افراد آندروژن نسبت بههمتایان، سنخ جنسیتی متمایزی دارند و از بهداشت روانی و کمال شخصیت بهتری برخوردار هستند.به وسیله مفاهیم نقش جنسیتی متمایزیدارند و از بهداشت روانی و کمال شخصیت بهتری برخوردار هستند. به وسیله مفاهیم نقش جنسیتی جزیی محدود نمیشود و از نظر پاسخ دهی کارآمد به موقعیتهای مختلف گسترده تر، آزادتر هستند.یونگ کهن الگوهای آنیما(درون زن) و نیوس (درون مرد) بر اساس تکمیل رویاها و اسطوره های بسیاری تشریح نمود و بر این مبنا این نظریه را که انسان ها اساسا دو جنسیتی هستند، مطرح نمود.نتایج پژوهش های اخیر ضمن تائید دیدگاه بم، نشان داده اند افراد آندرژون عزت نفس بالاتری دارند و در بین همسالان شان، در مقایسه با افراد دارای نقش جنسیتی سنت گرایانه ، از محبوبیت بیشتری برخوردار هستند.

یونگ معتقد بود ما برای کمال و به فردیت رسیدن باید دوگانگی جنسی روانی خود بپذیریم.یک مرد باید بتواند کهن الگوی آنیمای خود را متحقق کند یا به طور سنتی، صفات زنانه ای مثل ظرافت را نشان دهد و یک زن باید قادر به نشان دادن آنیموس هود یا به طور سنتی صفاتمردانه نظر جرات ورزی باشد.این شناخت از ویژگی های جنس مخالف، مشکلترین کار در فرآیند تفرد است،زیرا بزرگترین تغییر را در خودانگاره ی ما نشان می دهد.

پذیرفتن ویژگی های عاطفی هر دو جنس، منابع جدید خلاقیت را می گشاید و به نوان آخرین رهایی از تاثیرات مربوط به والدین خدمت میکند.در روانکاوی تحلیلی یونگ به دلیل وجود آنیما و آنیموس، مردان اغلب به سمت زانانی کشیده میشوند که آنها را لطیف ، مهربان یا مادرانه میبیند و زنها نیز مجذوب مردانی میشوند که در نظر انسان مسلط با جرات و دارای اعتماد به نفس جلوه میکنند.

سخن آخر:

جنسیت یک بحث علمی،ژنتیکی،بیولوژیکی،فرهنگی،تربیتی و اجتماعی است که شباهت های آنها بیشتر از تفاوت های آنها می باشد ودو جنس ریشه در وحدتی ازلی دارند و آنچه زنانگی و مردانگی را در جامعه می سازد یک رشته عوامل روانی،اجتماعی،فرهنگی،تربیتی است که در طول قرون و درجوامع گوناگون مطرح و همواره با دگرکونی هایی همراه بوده است.وظایف سنتی هر جنس در خانواده و در جامعه که در طول تاریخ و پیش از آن معین و مشخص و تداخل ناپذیر به شمار می رفت،در دنیای امروز با تغییر در ارزشهای غالب، دستخوش تحول بسیار شده و مرحله ی تقابل و تضاد و سلطه جویی میان دو جنس سپریگردیده است و دو جنس در جهت ورود به مرحله ی کمال انسانیت آدمی گامی بر میدارند،در یک روند جبری اجتماعی که در قرون آتی و نسل های آینده همچنان به سوی تعالی و تکامل پیش خواهد رفت.

بنابراین چها سنخ شخصیتی بر اساس ویژگی های شخصیتی و هویت جنسی وجود دارد:سنخ زنانه،سنخ مردانه، سنخ نامتمایز، سنخ زن مردی یا آندرژن.

با تحویل مفاهیم نقش های جنسیتی در سال های اخیر تغییرات شگرفی در ساختارخانواده، روابط اجتماعی ،  سلامت فردی ، نهادهای اجتماعی ، مشاغل و... به وجود آمده است و مفاهیم سلامت روان بزرگسال فارغ از جنسیت آرام آرام تبدیل به انسان سالم می گردد.

بسیاری از روان شناسان معتقدند که هنجارهای نقش جنسیتی،خطرناک و غیر سازشی هستند، چون این نقش ها رفتار زنان و مردان را محدود می سازند و افراد آندروژن که نقش های جنسیتی متعلق به هر دو جنس را دارند معرف الگویی سالم تر از الگویابی جنسیتی سنتی است که بیانگر وجود فصل های شخصیتی متنوع و کمال یافته یی هستند که امکان سازگاری مناسب و چشمگیر آزاد از کلیشه های جنسیتی را با شرایطگوناگون زندگی امکان پذیر میسازد.

براساس اعتقاد یونگ ما تنها زمانی می توانیم به صورت انیان کامل در آییم که قادر شویم صفاتی که در جنس مخالف جذاب می دانیم به عنوان اجزای عناصر مهم شخصی خودمان بشناسیم و بپذیریم.

تماس با ما

 
اصفهان -خیابان توحید میانی،حد فاصل چهارراه توحید و چهارراه مهرداد،کوچه روبروی کلیسا(شماره 35)،پلاک 60
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
03136260259 - 03136267245 - 03136244598
کانال تلگرام : https://telegram.me/Raieen
 

عضویت در خبرنامه

با ثبت نام در خبرنامه ما از آخرین اخبار سایت ما بهره مند شوید